محمد تقي جعفري
62
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
سه عامل غرايز و « من اجتماعى » و « من برتر » ، يا يك شخصيت است و سه نوع فعاليت دارد ) يكى از دو فعاليت كه عامل درونى انجام مىدهد ، با استخدام آگاهى به قوانين و اصول عقلانى است . دومى تنها جوشش و ادامه و تورم خود را مىخواهد . اولى شخصيت و دومى خود طبيعى است . در بارهء كارهاى اختيارى كه بيش از يك راه براى انسان وجود دارد ، شخصيت و خود طبيعى دست به فعاليت مىزنند . در اين فعاليتها هر اندازه كه شخصيت بر خود طبيعى پيروز مىگردد به همان اندازه دست شخصيت در سلطه و نظارت برد و قطب مثبت و منفى كار بازتر و در نتيجه كار صادر از پديدهء اختيار ، بيشتر برخوردار مىگردد . اگر اين سؤال مطرح شود كه دخالت شخصيت در كار جزء تكميل كنندهء علَّت صدور كار مىباشد ، بنا بر اين باز كار مفروض در مجراى قانون عليت قرار مىگيرد . پاسخ اين سؤال اينست كه دخالت شخصيت در كار ، مانند دخالت جزئى از علت در مجموع اجزاى آن نيست بلكه شخصيت عمل سازندگى را در اجزاى ساير اجزاء علت صدور كار انجام مىدهد . بعنوان مثال ، موقعى كه يك انسان براى بدست آوردن مقام دست به كار مىشود ، در ميان كارهايى كه بايستى انجام بدهد ، با ناديده گرفتن يك حق مسلم روبرو مىگردد ، مثلا دست مىبرد و نام يك فرد را براى آن مقام شايسته تر از اوست ، حذف مىكند و تهمتها و نارواها به آن شخص مىبندد . در اين كارى كه انجام مىدهد : حذف نام يك فرد از ستون شايستگى . از ديدگاه عينى چيزى است مانند پاره كردن كاغذى كه نام شخص در آن نوشته شده است ، يا كشيدن قلم روى انام ، اين دو پديدهء عينى دو رويداد است كه نمودار مىشود ، اين تنها شخصيت است كه نشان حقكشى روى اين دو پديده مىزند و آن دو را از عنوان بيطرفى به قلمرو زشتى و پليدى مىكشاند . بعبارت اصطلاحى : عليت آن دو را براى پليدى اثبات مىكند . اينست معناى اين كه « شخصيت علَّت ساز است »